X
تبلیغات
رایتل
وبلاگ علمی هنری
چهارشنبه 30 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 03:29 ب.ظ
I dreamed
I had an interview with God.
خواب دیدم
در خواب با خدا گفتگویی داشتم

”So you would like to interview me?”

God asked.
خدا گفت پس می خواهی با من گفتگو کنی ؟



If you have the time I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشی
God smiled ,
خدا لبخند زد
"My time is eternity. "
وقت من ابدی است .
"
What questions do you have in mind for me ??"
چه سئوالاتی در ذهن داری ، که می خواهی از من بپرسی ؟
“What surprise you the most about humankind?”
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟
God . . .
Answered
خدا جواب داد . . .
, That they get bored with childhood
این که آنها از بودن در دوران کورکی ملول می شوند,
they rush to grow up and then long to be children again.”
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
“That they lose their health to make money
این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند
, and then lose their money to restore their health
و بعد پول شان را خرج سلامتی می کنند.
That by thinking anxiously about the future
این که با نگرانی نسبت به آینده
, they forget the present.”
زمان حال فراموش شان می شود.



, such that they live in neither the present nor the future.”
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال.
”They live as if they will never die”
این چنان که زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد.
And die as if they have never lived.”"
وچنان میمرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .
Hand took mine and we were silent for a while God’s
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.



And then I asked . . .
بعد پرسیدم . . .
“As the creator of people what are some of
life's lessons you want them to learn?”
به عنوان خالق هستی انسان ها ،
می خواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
God replied with a smile,
خدا با لبخند جواب داد
“To learn they can not make anyone love them"
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.



, what they can do is let themselves be loved.
اما می توان محبوب دیگران شد.



“To learn that it is not good to compare themselves to others.”
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .
“To learn that a rich person is not one who has the most,
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد,
but is the one who needs the less”
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد.



“To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love,

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ، ایجاد کنیم,



and it takes many years to heal them.”
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
.


“To learn to forgive by practicing forgiveness.”

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند.



“To learn that there are people who love them dearly,
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند,



But simply do not know how to express or show their emotions “

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.



“To learn that two people can look at the same thing and see it differently.”
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .
“To learn that it is not always enough that they are forgiven by others,
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند,
they must forgive themselves.”



بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

“And To learn that I am here,
و یاد بگیرند من این جا هستم.




Always”

همیشه